عشق را بیمعرفت معنا مکن
زر نداری مشت خودرا وا مکن
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن
خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این وآن پیدا مکن
دل شود روشن زشمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای حاشا مکن
ای که از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن
زر بدست طفل دادن ابلهیست
اشک را نذر غم دنیا مکن
پیرو خورشید یا آئینه باش
هرچه عریان دیده ای افشا مکن
مولانا
ما را در سایت واگویه های مهدی عزیزی دنبال میکنید
برچسب: عشق را بیمعرفت معنا مکن, نویسنده: بازدید: 164